سینمای خانگی




به جهانی ندهم شوق گل روی تو را
به دو عالم ندهم سلسله گیسوی تو را
برگ گلم،آبان بانو
جریان این عکس و فیگور تو چیه؟
جریان اینه که بابا و جانان داستن روی تخت بازی می کردن و تو هم اینجوری نشسته بودی و نگاهشون می کردی..گهگاه می خندیدی و دست هم می زدی واسشون..انگاری جدی جدی اومده بودی سینما
آخه درد و بلات تو جونم..تو چرا نشستنت و فیگور گرفتنت هم قشنگه؟ هان چرا؟
جواب بده..چرا تو اینقدر شیرنی؟ اینقدر تو دلبرو هستی....نفسم دیگه بالا نمی آید واست ها....اینقدر عاشقتم..اینقدر بی قرارتم....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سینمای خانگی
