آبانآبان، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره

آبان گاه

در اومد از حموم یه دونه الماس

      در اومد از حموم تنـــــــگ بلورم در اومد از حموم چشمه نــــورم بلا به جون من بلا نبــينــه خدا نكرده از چشاي شـــــــورم در اومد از حموم يه دونه المـــــاس تو كوچه پر شده عطر گل يــــــاس در اومد از حموم ز گل نشـسته رو گونه هاش شكوفه هاي گيلاس خوشگلم،،آبان بانو دختر نازم،شما اینقدر توی حموم آرومی که دوست دارم هی هی ببرمت حمام و هی هی بشورمت..آخه برخی اوقات وسط لیف زدن و آب کشیدنتو و شامپو زدن خمیازه می کشی....دورت بگردم با مزه با نمکم یک بار که اینقدر اروم بودی و اعتراضی نداشتی منم هی شستم..تا اخر بابا اومد دم در حمام و گفت:"خانوم این بچه آب رفت بده ش بیاد بیرون دیگه"   ...
22 فروردين 1393

خسته نباشی قهرمان!!!!!!!!!

  هههههههههههووووووووووووووووووررررررررررررررراااااااااااااا!!!!!!!!!!!1 امروز 21 اسفند 1392 ساعت 20 و پانزده دقیقه شب دخترم خانومم نفیسم آبان بانو برای اولین بار کامل غلتیدند.... خسته نباشی مامان...خسته نباشی قهرمانم..می بوسمت و می پرستمت...عاشقتم   ...
21 اسفند 1392

خنده نوشین

          خنده کن که خنده تو به ترنم بهاره به صدای پای عشقه چشمه ی پر از ستاره خنده کن که خنده تو قاتل بغض صدامه مرحم شکستگی ها واسه این دل التیام   ...
20 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آبان گاه می باشد